حالا انصاف بدهید، من تواناترم یا خدا؟!
این شاید تنها چیز ماندگاریست که از ما، برایم می ماند...
..............................................................
پ ن : فقط برای ثبت در لحظه های ماندگار
و گاهی اوقات سرعت این اتفاق های ِ بد اینقدر زیاد است، که قبل از اینکه اتفاق ِ خوب ِ زندگی مجال ِ ظهور بیاید، اتفاق ِ بد ِ زندگی سر رشته ی همه ی امور را به دست می گیرد!
و اینکه سرعت اتفاق های ِ بد ِ زندگی این همه بیشتر از سرعت اتفاق های ِ خوب ِ زندگی ِ - من- است، بی گمان تقدیر است!
همین...
وقتی شادی، من دلگیرم و وقتی اندوهی داری یا کسالتی، من مستم و خوشحال!
آخ که چه می شد، اگر روزهای مستی و خوشحالی ت - مثل روزهای اندوه ت- پر از مهربانی بود؟!
اولی را انتخاب می کنم!
لا اقل یکی باشد برای...
دوست داشتن در عین ِ اجباری که در نداشتنش شکل می گیرد؛
سرگردانی در دوست داشتن و نداشتن ِ کسی، چیزی؛
بی گمان خداوندگار اگر جور ِ این عذاب می دانست، هرگز به آتش دوزخ تهدیمان نمی کرد!
نکند کسی باشد که من هم - بی آنکه بدانم - اینچنین آزرده باشم ش!؟
بعد ناراحت می شویم،
بعد پشیمان،
و تجربه ای کسب می کنیم تا دوباره اشتباهاتمان را تکرار کنیم!
تجربه، توجیهی است برای اشتباهاتی که تکرار می کنیم...
عقوبت ِ چیدن ِ میوه ی ممنوعه ایست که مجال ِ چشیدن ِ طعمش، به کف نیامده، از دست رفت!
کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است؟
************
پ.ن: کار سختی است بعضی وقت ها! اینکه آدم بخواهد چیز مهمی که اینجای گلویش گیر کرده را نگوید یا ننویسد، بعد برای اینکه همه چیز عادی جلوه کند، سعی کند چیزهای دیگری بگوید یا بنویسد!
مادر داشت کاغذ کادوها و بادکنک های تولد رو از روی اتاق جمع می کرد! لبخند زد...
*****************
*: پسر خواهرم
روزهایی که باید کلی می دویدیم تا به موقع در صبحگاه حاضر باشیم... روزهای گام های پر از اشتیاق، برای به مدرسه رسیدن و البته، گام های سنگین و کرخت ِ زور زوری، نیز! روزهای دیر رسیدن، روزهای اسمت را می نویسم می دهم به آقا ناظم، روزهای رکاب زدن ِ هی تند و هی تند تر... روزهای سُر خوردن روی برف... روزهای دویدن زیر باران...
با این همه سرویس ِ مدرسه ، طعم ِ دویدن و رسیدن چه می شود! طعم ِ دویدن و در ِ بسته ی مدرسه؟! به نظرم کم کم دارد دیر می شود چشیدن ِ بعضی طعم ها برای دانش آموزان ِ این روزها! تجربه ی بعضی چیزها برای این نسل!
...............................
پ.ن های بی ربط*:
پ.ن 1: حرف ها گاه آن قدر پر اهمیت می شوند که نا خوداگاه خودشان فرو می روند! فرو رفتند!
پ.ن2 : عزیزی از مشهد آمده، جشن عقد دوستم در مشهد است، و دوستی به مشهد رفته! جای ما خالی!
پ.ن 3: مبارک باشه تقی!
احمدی نژاد در حافظیه؟!
ای مگس عرصه سیمرغ، نه جولانگه توست
عرض خود می بری و زحمت ما می داری...
حضرت حافظ!
ذره را تا نبود همت عالی حافظ
طالب چشمه ی خورشید درخشان نشود...
..............
پ.ن : یادش به خیر! این روزهای شیراز! بزرگداشت حافظ!
بی آنکه مقصدی یگانه داشته باشیم...
خوب می دانم، که همین تو - حتی تا آخر- موازی هم نمی مانی.
دلم را خوش کرده ام که لابد روزی ما - من و تو- از یک نقطه گذشته ایم!
از یک تقاطع!
.......................
پ.ن 1: انگار هی بخواهم که در نوشته هایم حرف هایی داشته باشم، که نمی توانم رک بگویمشان! انگار گفتن بعضی حقایق برایم سخت شده باشد! انگار این روزها حرف هایی باشد که...
پ.ن 2: گاهی که آدم دلش تنگ می شود، فعل هایش هیچ تطابقی با فاعل جمله هایش ندارند!
پ.ن 3:]...[
*: فکر کنم باید پ.ن 2 را دوباره به خودم یادآوری کنم!
بیانیه شماره 13 - میر حسین موسوی!
آدم دلش تنگ می شود برای وقت هایی که استاد می خواند؛ "سینه مالامال درد است ی دریغا مرهمی/ دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی..." وقتی این آواز استاد، مقدمه اش تکنوازی سنتور استاد مشکاتیان باشد عجیب ماورایی می شود! این ها بهانه ای بود تا بنویسم، چند روزی است که پرویز مشکاتیان این عالم خاکی را وداع گفته و من هنوز دل هوایی می شوم وقتی صدای سنتورش "بیداد" می کند، درست مثل همان روزها که استاد سنتورش را می نواخت!
........................
پ.ن1: فکرش را هم نمی کردم که یک روزی بیاید که در هفته یکبار هم نتوانم بیایم اینجا و چیزی بنویسم! دیگر ماهی یکبار که فاجعه است!
پ.ن 2: کارهای عقب افتاده ی زیادی دارم این روزها که هی به فردا موکول می شود! اصلا زندگی یعنی همین... شاید!
..................
پ.ن 1 : با عجله می روند روز ها و من تازه فهمیده ام که استاد شفیعی کدکنی هم رفت، به هر آن کجا که باشد به جز این سرا، سرایش! میگویند که استاد رفت که رفت! سفرت بخیر استاد! حالا که از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی، به شکوفه ها به باران... برسان سلام ما را...
پ.ن 2 : روزهای خوبی نیست. این خوب نبودن را همه کس نمی فهمد! حتی خودم نیز...
پ.ن3: شاید یک تغییر اساسی نیاز داشته باشه اینجا